امروز یه روز شلوغ بود برای هر دومون ؛ من تماما تا غروب تو جاده بودم و تو توی اداره و راه !!!. یک ساعت پیش حرف زدیم و گفتی بین راه چیپس خوردی و توی مسیری و داری میای . فردا صبح بعده طلوع و سلامت میتونم ببینمت . البته یه نگاه دور دورکی همراه با دزدیدن سریع نگاه . . . ؛ از الان تو ذهنم صحته دیدن و اون نگاه های کوچیک کوچیک رو دارم بازسازی میکنم ، از الان ساعت و دقیقه و ثانیه به شمارش معکوس داره برام میاد و لحظه ها رو می شمرم . .
دوستتدارم .
دوستتدارم.
دوستتدارم
سفیران عشق...
ما را در سایت سفیران عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 205 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 17:52